تبليغاتX
بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم
به وب لاگ خودتون خوش اومدین
سلام

من واقعا شرمنذه ام از بابت همون متن (گونه ی گراز)

همش کار این داداش کله خرمه

واقعا من بی تقصیرم

از این بابت از همتون معذرت میخوام

سعی می کنم بعدا جبران کنم

فعلا فدای همتون

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

سلام

امروز حالم خوب نیست

شما هم که با این نظر دادناتون آدمو شر منده می کنین

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

شوخی با جامعه امروز ...

 اندر شلوار كوتاه خانمها

روزي جمعي از مريدان نزد شيخ آمدند و گفتند: يا شيخ مدتي است که در شهر شلوار کوتاه رايج گرديده و دختران بسياري اين البسه بر تن ميکنند.

در مذمت شلوار کوتاه چيزي بگو تا دختران از پوشيدنش صرف نظر نمايند.

شيخ ما خروشيد و گفت: خاموش!!! که شلوار کوتاه را فايده بسيار است و من در مذمتش هيچ نگويم.

گفتند:ياشيخ!فايدهاش ............................................................................ چيست؟

شيخ ما گفت: چون دختران شلوار کوتاه پوشند، پسرها سر به زير گردند و پايين را بنگرند.

چون پايين را بنگرند هم از گزند تير شيطان در امان مانند هم از شر چالههاي خيابان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن،‌ قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد!
قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحياييه!
با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، تا يارو بوسيدش گذاشت زير گوشش! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه!
با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه. پيرمرده هم با خودش ميگه:‌ بابا عجب بدبختيه‌ها!
يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو مي‌خوريم! پسره هم با خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلي!
+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

زن در طبيعت کمتر به صورت آزاد يافت ميشود و بيشتر به صورت ترکيب عناصری مانند:ئيدرات تکبر و سولفات خودپسندی و ناز در خيابانها و مغازه هايی از جمله خيابان مرکزی يافت ميشود.اين ترکيب در مقابل پارچه فروشيها،کفش فروشيها،لوکس فروشيها و مخصوصا طلا فروشيها خاصيت آهنربايی پيدا ميکند و به طرف آن جذب ميشود.

تاريخچه کشف:

کاشف اين کشف بزرگ پروفسر مرد است،او در راه کشف اين ترکيب زحمات فراوان متوصل شده است و با تمام کوششی که به عمل آورده است هنوز نتوانسته نوع جنس و خواص اصلی اين ترکيب را پيدا کند.

طرز تهيه اين ماده:

برای تهيه اين ترکيب کافی است مقداری اسيد اسکناس و سولفات بنز آخرين مدل،(اگه نشد ماکسيما جواب ميده)و نيترات ويلا را مخلوط کرده و به عنوان مهريه دو کاخ سکه و طلا،کلريد خواهش به عنوان شيربها،از مخلوط اين مواد گاز ناز و عشوه متصاعد ميشود سپس زن در خانه رسوب ميکند.بعضی از دانشمندان و متفکران غرب معتقدند چنانچه از مقداری عصاره چرب زبانی در اين عمل استفاده شود نتيجه کار بهتر خواهد شد.

خواص فيزيکی:

بسيار شکننده است،به سرعت تحت تأثير قرار ميگيرد و هر گاه اسيد خشونت به کار آيد مقداری از آن به صورت بيکربنات اشک جاری ميشود.

خواص شيميايی:                                                                                                  

بر خورد اين ترکيب ناخالص بوده و همراه سيليکات است که همراه آن خرده شيشه يافت ميشود.

برای خالص شدن آن کافی است آن را با نيترات کتک و سولفات غصب ترکيب کرده که از اين عمل محلول گاز فرياد که غلضت آن برای ماده ی اوليه است متصاعد شده و ترکيب به حالت رسوب کف اتاق ته نشين ميشود،سپس اگر به آن مقداری کلريد محبت افزوده شود به حالت اوليه خود باز ميگردد و مقداری گرما آزاد ميشود.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

مرد: قسم بخور که منو به خاطر پولام دوست نداری

   زن هزار تومن بده بگم

 

رئيس: خجالت نمي‌كشي تو اداره داري جدول حل مي‌كني؟

كارمند: چكار كنيم قربان، اين سروصداي ماشينها كه نمي‌ذاره آدم بخوابه/

 

 وقتی زنت خونه نيست چی کار ميکنی؟  استراحت.

   وقتی هست چی؟   استقامت !!!

 

 دختره ميره راهپيمای ميبينه شلوغه بر ميگرده !!!

 

دختره ميره دکتر ميگه: آقای دکتر من نمی دونم چرا هيچ کس منو تحويل نميگيره دکتر  ميگه : نفر بعد

 

دختره سکه ميندازه شير مياد فرار ميکنه!!!

 

يک روز مردي ميره کتاب فروشي ميگه :ببخشيد شما کتاب دختره دانا رو داريد فروشنده     ميگه :آقا ببخشيد ما کتابهاي تخيلي نداريم!!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

 

لحظه خداحافظی به سينه ام فشردمت

اشک چشمام جاری شد دست خدا سپردمت

دل من راضی نبود به اين جدايی نازنين

عزيزم منو ببخش اگه يهوقت آزردمت

غمگين تر هميشه به انتظار نشستم

پنجره اميدم رو هرگز به روم نبستم

پرستوهای عاشق به خونشون رسيدن

اما چرا عزيز دل هرگز تو رو نديدم

گفتی به  من غصه نخور ميزم و برميگرم

همسفر پرستوها می شم و برميگردم

گفتی تو هم مثل خودم غمگينی از جدايی

گفتی تا چشم بهم زنی ميرم و برميگردم

عزيز رفته سفر کی بر ميگردي؟؟

چشمونم مونده به در کی برميگردی

رفتی و رفت از چشمام نور دو ديده

ای ز حالم بی خبر کی برميگردي

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

تو کدوم کوهی که خورشید.. از تو دست تو میتابه

چشمه چشمه ابر ایثار.. روی سینه تو خوابه

تو کدوم خلیج سبزی .. که عمیق اما ذلاله

مثل آیینه پاک و روشن ... مهربون مثل خیاله

کاش از اول میدونستم.. که تو دستای نجیبت

مرحمی داری برای زخم این همیشه خسته

کاش از اول میدونستم.. که تو صندوقچه قلبت

کلیدی داری برای... درای همیشه بسته

تو به قصه ها شبیهی... ساده اما حیرت آور

شوق تکرار تو دارم. وقتی میرسم به آخر

تو پلی پل رسیدن... روی گردابه تردید

منو رد میکنی از رود... منو میبری به خورشید

کاش از اول میدونستم.. که تو دستای نجیبت

مرحمی داری برای زخم این همیشه خسته

کاش از اول میدونستم.. که تو صندوقچه قلبت

کلیدی داری برای... درای همیشه بسته
+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

اگه كسي ديونه ات بود عاشقش باش

اگه عاشقته دوسش داشته باش

اگه دوستت داشته باشه بهش علاقه نشون بده

اگه بهت علاقه نشون داد ، فقط بهش يه لبخند بزن

اينطوري وقتي هميشه ازش يه پله عقب تر باشي

اگه يه وقتي خسته شد و يه پله ازت عقب موند تازه ميشيد مثل هم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

شاگردي از استادش پرسيد: عشق چست؟

استاد در جواب گفت:به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياوراما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت.استاد پرسيد:چه آوردي؟ و شاگرد با حسرت جواب داد:هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه هاي پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا كردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندم زار رفتم

استاد گفت: عشق يعني همين

شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست؟

استاد به سخن آمد كه:به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور اما به ياد داشته باش كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي

شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهي با درختي برگشت. استاد پرسيد كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت:به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي را كه ديدم، انتخاب كردم. ترسيدم كه اگر جلو بروم، باز هم دست خالي برگردم

استاد باز گفت:ازدواج هم يعني همين

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

گريه مي كنم با خيال تو به نيمه شبها
رفته اي و من بي تو مانده ام غمگين و تنها
بي تو خسته ام دلشكسته ام اسير دردم ...
 
 
********
 
زان لحظه كه ديده بر رخت واكردم
دل دادم و شعر عشق انشا كردم
ني ني غلطم كجا سرودم شعري
تو شعر سرودي و من امضا كردم
خوب يا بد تو مرا ساخته اي
تو مرا صيقلي كرده و پرداخته اي

*******

هرچه امروز كنم جا دارد
كه دل انديشه فردا دارد
ماهي كوچك اين تنگ بلور
دلي اندازه دريا دارد
عشق با همه رسوايي
دل من از تو تمنا دارد
عشق يعني تو تو يعني عشق
عشق با تو معنا دارد
خنده دار است ولي گريه من
وقت بي وقت تماشا دارد
دل بي حوصله من چنديست
با خودش هم سر دعوا دارد
 
********
 
من خواب ديده ام کسی ميان خواب هايم راه می رود
و من هر روز صبح عاشق تر می شوم
گفته بودی اگر درها را ببندم از پنجره ها می آيی
و حالا شب به شب ، خواب که می بينم
تمام تنم از حس بودنت لبريز است
و روز به روز مثل يک محکوم
عاشق و عاشق تر می شوم
وقتی ميان خواب هايم راه می روی
هر بار همه ی ترسم از اين است که می دانم ،
اين بار تعبير می شود
+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

گفتم كه از زندگي خستم


                                           گفتي كه دل به تو بستم


گفتم اين حرفا دروغه


                                          گفتي با تو زنده هستم


گفتي از دوريت مي‌ميرم، من به عشق تو اسيرم


                                          گفتم از عشقت مي‌ترسم، نه اميد و دل شكستم


مي‌دونم وفا نكردم، به تو اعتنا نكردم
                                       

                                         مي‌دونم دلت شكستست، از تموم دنيا خستست


يه روزي ميام پشيمون به سراغ تو و عشقم
                                         

                                            مي‌بينم عشقي نمونده، زير خاكه هرچي داشتم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

تو را دوست ميدارم،نمي دانم چرا؟
شايد اين طبيعت ساده و بي آلايش من
حد و مرزي براي دوست داشتن نمي شناسد.
اما چه كسي مرا دوست مي دارد؟
اي فرشته نازل شده بر چشمانم
اي شقايق زندگي ام
اي تنها ستاره آسمان قلبم
اي زيباترين زيباييهاي محبت
اي بهانه خواب شبهايم
اي تنها نياز زنده بودنم
اي آغاز روز بودنم
اي نيمه پنهان من
و تو اي معشوقه من
تورا با تمام وجود
دوست دارم و مي پرستم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

هر جا كه سفر كردم،تو همسفرم بودي
وز هر طرفي رفتم،تو راهبرم بودي
با هر كه سخن گفتم،پاسخ زتو بشنيدم
بر هر كه نظر كردم،تو در نظرم بودي
در خنده من چو گل،در كنج لبم خفتي
در گريه من چون اشك،در چشم ترم بودي
در صبگاه عشرت،همدوش تو مي رفتم
در شامگاه غربت،بالين سرم بودي
آواز چو مي خواندم،سوز تو به سازم بود
پرواز چو مي كردم،تو بال و پرم بودي
هرگز دل من بر تو،يار دگري نگزيد
گر خواست كه بگزيند،يار دگرم بودي
 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

كاش مي شد هيچ كس تنها نبود
كاش مي شد ديدنت رويا نبود

گفته بودي با تو مي مانم ولي
رفتي و گفتي كه اينجا جا نبود

سالهاي سال تنها مانده ايم
شايد اين رفتن سزاي ما نبود

باز هم گفتي كه فردا مي رسي
كاش روز ديدنت فردا نبود

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

خسته و پاي پياده،از دل شبها گذشتم
واسه به تو رسيدن،همه پل هارو شكستم
اما تو يه روز برفي،پا رو عاشقيم گذاشتي
گل اعتمادو بردي،منو دست غم سپردي
پشت سرم يه راه دور،يه دنيا آه و اشكهاي شور
پيش روم،يه باغ گل،يه دنيا رازو چشمه نور
تا به كي رو شونه عشق،بار تنهائي رو بردم
تا به كي به پات نشستم،ثانيه هارو شمردم
اگه تو يه مهر جادو،رو تنه لطيف عشقي
ميشكنم من اين طلسمو،كه رو سادگيم گذاشتي
ميگذرن شبها و روزا،گريه ها معني نداره
اما من تو فكر فردام،فصل آغازي دوباره

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

هیچ کسی باور نکند، تو که باور می کنی

 

هیچ کسی نشنود، تو که می شنوی

 

هیچ کسی نفهمد، تو که می فهمی

 

هیچ کسی نبیند ، تو که می بینی

 

هیچ کسی نشناسد، تو که می شناسی

 

هیچ کسی نپذیرد، تو که می پذیری

 

هیچ کسی نخواهد، تو که می خواهی

 

هیچ کسی نتواند، تو که می توانی

 

هیچ کسی نباشد، تو که هستی

 

هیچ کسی نبخشد، تو که می بخشی

 

هیچ کسی یادش نباشه، تو که یادت هست

 

هیچ کسی حواسش نباشه، تو که حواست هست

 

هیچ کسی صبر نکنه، تو که صبر می کنی

 

هیچ کسی پنهان نکند، تو که پنهان می کنی

 

هیچ کسی نماند، تو که میمونی

 

هیچ کسی دوست نداشته باشه، تو که دوست داری

 

هیچ کسی مهربان نباشد، تو که هستی

 

هیچ کسی که تو نمی شود

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

 

وقتي آموزگار گفت عشق چند بخشه

يه بار دستم رو از بالا به پايين آوردم

 و با خوشحالي داد زدم و گفتم :  يك بخش . فقط يك بخش

 ولي وقتي تو رو شناختم فهميدم عشق سه بخشه :

عطش ديدن تو ....

                  شوق با تو بودن...

                                    اندوه بي تو بودن ...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

اگر روز قلبم را بشکافی می بینی در ان نوشته :

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

دوستت دارم،نه به خاطر شخصیت تو،بلکه به خاطر

 شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا میکنم

-هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین

 ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی شود...

-بدترین شکل دلتنگی آن است که در کنار او باشی و

 بدانی که هرگز به او نخاهی رسید.....

-دوست واقعی کسی است که دست تو را بگیرد ولی

قلب تو را لمس کند...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

خوشحال بودن برای تو...غمگین بودن برای من زندگی برای تو............مرگ برای من باهم بودن برای تو......تنها بودن برای من همه چیز برای تو.......ولی تو برای من
+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

لحظه گذشتن از تو لحظه اخر ديدار

واسه تو از تو گذشتم همين معني ايثار

اره جون خودت باور ميكنم  كه داري  ايثار ميكني  باور ميكنم دروغ گو

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

طلسم و باید بشکنیم ما هم بشیم مثل همه

هیچ کسی غیر خود ما به داد ما نمیرسه

عاشقی ها رو هم دیدیم  به هوس یه بار بسه

عاشقی تودوره ما والله سر و ته نداره

چیز به این بی ارزشی چه چه و به به نداره

چاکر هر چی با مرام  مخلص هر چی با وفا

د ربه در و هلاک یک هم دم پاک با صفا

کویر خشک دلمون دیگه زده هزار ترک

غم دیگه بسه نازنین هر کی نمونده به درک

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

چرا من آدم به دنیا آمده ام . اما آن گل صورتی  قشنگ  به دنیا آمده است.

جرا من گاهی بد می شوم . اما آن گل صورتی رنگ همیشه ساکت و مهربان است .

وقتی به ابر می گویم گریه می کند وقتی به آفتاب می گویم تاریک می شوم .

وقتی به ماه می گویم قهر می کند وقتی از باد نمی پرسم عصبانی می شود و پنجره هارا محکم به هم می کوبد.

 ای کاش هیچ وقت همدیگر را گم نکنیم اما توی هم گم بشویم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

بهترین هدیه که می تونید به یه نفر بدید فقط یه شاخه

و به یاد ماندنی ترین و پایدار ترین شاخه ،صداقت است
+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

مهربونی کن نرو....

تنهام نذار تنها نرو

بی تو میمیرم بی تو میمیرم نرو

مهربونی کن نرو

تا تو زبون تر میکونی

میگی میری قهر میکونی

حال منه دیونتو از پیش بد تر میکونی

نرو.....نرو.....مهربونی کن نرو...

از عشق تو در میزنم دنیا رو بر هم میزنم

مهر دل دیونمو بر فرق عالم می زنم

من از همه عاشق ترم از حاله مجنون بد ترم

سر تا سر این قصه ها از خسرو وشیرین سرم

از زندگیم بیرون نرو از قلب این مجنون نرو

بی تو میمیرم...بی تو میمیرم... نرو

مهربونی کن نرو...

از عشق تو دق میکنم  مد اسم عاشق می کنم

من کار عاشق پیشگی جای شقایق میکنم

من از همه عاشق ترم از حاله مجنون بد ترم

سر تا سر این قصه ها از خسرو وشیرین سرم

از زندگیم بیرون نرو از قلب این مجنون نرو

بی تو میمیرم...بی تو میمیرم... نرو

مهربونی کن نرو...

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

تو مگه قسم نخوردی دلم رو تنها نذاری

روبروم نشستی اما از غریبه کم نداری

روبروی من نشستی توی چشم تو ستاره

از صدای تو شنیدم که دلت دوستم نداره

دل تو  تو آسمونا من به دنبال دل تو

تو به دنبال ستاره من به دنبال قسم تو

تو مگه قسم نخوردی دلم رو تنها نذاری

هرگز از روز جدایی سخنی به لب نیاری

حالا ربروم نشستی حرف تو فقط جدایی

تو قسم نخورده بودی که یه دنیا بی وفایی

تو قسم نخورده بودی روزی عشق تو میمیره

نور یک ستاره یک شب جای مهثاب رو مگیره

جای مهثاب رو مگیره....جای مهثاب رو مگیره....

 

اگه دلت  پیش یکی دیگه بود.......  چرا........

فقط بگو چرا.....

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

اگه تو را دوستت  دارم خیلی  زیاد منو ببخش

اگه تویی اون  که  فقط دلم میخوا د منو ببخش

اگه تو را دوستت دارم  خیلی زیاد منو  ببخش

اگه تویی اون که فقط دلم  میخواد  منو  ببخش

منو ببخش اگه  شب ها  ستاره ها رو میشمارم

منو ببخش اگه  بهت خیلی می گم دوست دارم

منو ببخش اگه  برات  سبد  سبد گل  می چینم

منو ببخش اگه شب ها فقط تورو خواب میبینم

اگه تو را دوستت  دارم خیلی  زیاد منو ببخش

اگه تویی اون  که  فقط دلم میخوا د منو ببخش

منو ببخش اگه واسه  چشمهای تو  خیلی  کمم

تو  یه  فرشته ای  و  من  اگه  فقط  یه  آدمم

منو  ببخش  اگه  برات  میمیرم  و زنده  میشم

اگه  با   دیونگیام   پیش   تو  شرمنده   میشم

منو  ببخش  اگه همش می سپارمت دست خدا

اگه  پیش  غریبه ها  بجای  تو  می گم   شما

منو ببخش من نمیخوام تو رو به ماه نشون بدم

نشونی تو نه  به  شب  و نه دست  آسمون بدم

منو  ببخش  اگه میخوام تورو فقط واسه خودم

ببخش  اگه  کمم   ولی  زیادی  عاشقت   شدم

اگه تو را دوستت  دارم خیلی  زیاد منو ببخش

اگه تویی اون  که  فقط دلم میخوا د منو ببخش

اگه تو را دوستت  دارم خیلی  زیاد منو ببخش

اگه تویی اون  که  فقط دلم میخوا د منو ببخش

 

                                                
+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  |