|
به وب لاگ خودتون خوش اومدین
|
لحظه خداحافظی به سينه ام فشردمت
اشک چشمام جاری شد دست خدا سپردمت
دل من راضی نبود به اين جدايی نازنين
عزيزم منو ببخش اگه يهوقت آزردمت
غمگين تر هميشه به انتظار نشستم
پنجره اميدم رو هرگز به روم نبستم
پرستوهای عاشق به خونشون رسيدن
اما چرا عزيز دل هرگز تو رو نديدم
گفتی به من غصه نخور ميزم و برميگرم
همسفر پرستوها می شم و برميگردم
گفتی تو هم مثل خودم غمگينی از جدايی
گفتی تا چشم بهم زنی ميرم و برميگردم
عزيز رفته سفر کی بر ميگردي؟؟
چشمونم مونده به در کی برميگردی
رفتی و رفت از چشمام نور دو ديده
ای ز حالم بی خبر کی برميگردي![]()
![]()
![]()